خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست. فاطمه، فاطمه است...
من هم می گویم ....
مادر ، مادر است ...
مادرم ، دست بوستم، هر آینه که نفس می کشی ..
آقا می دونم که یاد ما هستی ،
می دونم برامون دعا می کنی ،
می دونم کارناممون خدمتتون عرضه می شه ...
و می دونم که این کارنامه سیاه سیاه !
می دونم جزو شیعه هاتون نیستیم ......
اما شما هم می دونین که جزو محبینتون هستیم ، آقا به حق محبتی که از شما در دل ما هست .....
برا هدایتمون دعا کنین ........
یه نظر به این خاک کنید ، محال است کیمیا نشویم .....
آقا جمعه های انتظارمان کم ، نه ! نا بود شده !
آقا درمانده نشدیم ،
نبودنتان ملالی نیست .....
اینها از این نیست که دلمان تنگ شما نیست !
از این است که وجود مبارکتان را درک نکردیم ........
آقا فقط یه نیم نگاه ، ما را بس است ......
روز کارگر در وین ...
روزی تعطیل ....
همه جا را گشتم تا هدیه ای ، تقدیری ، یادی ، جشنی ، همایشی ، چیزی ... اما انگار امروز همه بودند اما کارگر نبود ....
امروز همه ذهنها که نه بلکه همه افراد را می توانستی در شهربازی بیابی ،
نمی دانم روز کارگر بود یا روز شهربازی ...
انگار مهمتر از کارگر ، آن هم در این اوضاع آشفته بازار اقتصادی ، شهربازی بود !
تنها امروز بود که بلیطها نیمه بهاء بودند ، شاید تنها امروز بود که همه ، غنی و ضعیف و مخصوصا کارگرها می توانند در شهر بازی کنند ...
جست و جو کردم ، شاید دولت این روز را تعطیل کرده ، بلیط ها را نیمه بها ، تا حالی به کارگرها بدهد ...
اما دیدم نه ، روز افتتاحیه شهربازیست ، در یک روز تعطیل ، آن هم دنبال کاسبی خود است ...
بگذریم ....
مرد گلدانی یا همان متکدی مدرن ....

کنسرت زنده سرخ پوستی ...

ورودی شهربازی ...
مردی ...

قدیمی ترین و روزگاری بزرگترین و همچنین محبوبترین چرخ و فلک اروپا ...
نمیدانم جیمز باند با فیلمی در کنار این چرخ و فلک معروف شد یا این چرخ در کنار باند !

هنرمند یا متکدی مدرن ؟؟؟
شاید این اولین موضوع ، موضوع عجیبی به نظر برسه و یا حتی بی ربط ....
که چرا بین این همه موضوع در سلسله موضاعات "آیا آخر عاقبت ما رسیدن به دنیای اروپایی هاست ؟؟؟" به سراغ این موضوع رفتم ... ؟؟؟
ولی به هر حال باید از یکجا شروع کرد .....
پس بی مقدم ........ه !
بگذارید در ابتدا تصوری و یا تصویری در ذهن شما ایجاد کنم که از کجا و کدام منطقه صحبت می کنم !!!
عکسی که مشاهده می کنید در منطقه ۱ وین گرفته شده است ....

منطقه یک وین ، منطقه ایی برای خرید !
در واقع تمام فروشتگاههای معتبر اتریش و یا آنهای که در اتریش شعبه دارند ، را می توان در اینجا مشاهده کرد این منطقه کلکسونی کامل برای خرید است از شیر شتر تا جون آدمیزاد !
از قدیم الایام همیشه یک سوال در ذهنم بود که حاجی فیروز یک هنر مند خیابانیست ، یا یک فرد متکدی ؟؟
چرا که مانند دیگر متکدیان در خیابانها راه می رفت و بر شیشه این ماشین و آن ماشین می کوبید که بلکه ....

آیا ارزش هنر اینقدر پایین آمده و یا متکدیان ما هنرمند شده اند ؟؟
شاید عده ای بگویند این یک هنر خیابانیست ... همانند تئاتر خیابانی و غیره ...
نمی دانم که کدام یک درست است ....
فقط امیدوارم قصه هنر آنقدری که ما در اروپا می بینیم تلخ نشده باشد !!!
یکی دم مترو گیتار میزند ، آن یکی در وسط میدان حرکات شگفت انگیز ، آن دیگری ...
البته ما در ایران رویمان نمی شود که شخص عزیزی همچون حاجی فیروز را با یک متکدی هم تراز قرار دهیم ، اما شاید واقعیت داستان کمی تلختر از آنی باشد که ما فکر می کنیم ...
اگر وقت داشتید توصیه می کنم حتما لینک این فیلم را که توسط بنده گرفته شده است را مشاهده کنید ... به یکبار دیدنش می ارزد ...
آیا واقعا این مرد روی هوا نشسته است ؟؟ در این فیلم خواهید دید که آن مردی که عکسش را در بالا گذاشتم ، چه جوری وسط خیابان روی هوا نشسته ....
لینک دانلود یک متکدی مدرن یا یک هنرمند !!!
نمی دانم اسمش را چه بگذارم ، متکدیان هنرمند یا هنرمندان متکدی و یا متکدی مدرن یا حتی هنرمند خیابانی !! هر چه که هست ، اگر چه برای ما جالب است اما شاید داستان تلخی و بغض در گلویی باشد برای هنرمندان !!
البته وقتی دنیا اینقدر پیشرفت کند ، انتظار ما هم از متکدیان بالا خواهد رفت ...

