تبليغاتX
تحلیل به سبک خودم
تحلیل به سبک خودم
در مسائلی که با سرنوشت کشور ارتباط پیدا می کند حتما تحلیل و موضع داشته باشید '' حضرت آیت الله العظمی خامنه ای'' ........................... باز آقا محضرت عرض ارادت می‏کنیم ........... آسمان را روشن از شمع ولایت می‏کنیم ........... گفته ای "تولید ملی" گفته هایت روی چشم! ........... باز از "سرمایه" و از "کار ایرانی" حمایت میکنیم ........... ما پر از کار مضاعف، همت افزون‏تریم ........... با جهاد اقتصادی، خرق عادت می‏کنیم ............................ من همین جا به این مناسبت، این جمله را عرض بکنم: حکام بحرین ادعا کردند که ایران در قضایاى بحرین دخالت میکند. این دروغ است. نه، ما دخالت نمیکنیم. ما آنجائى که دخالت کنیم، صریح میگوئیم. ما در قضایاى ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم؛ نتیجه‌اش هم پیروزى جنگ سى و سه روزه و پیروزى جنگ بیست و دو روزه بود. بعد از این هم هر جا هر ملتى، هر گروهى با رژیم صهیونیستى مبارزه کند، مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش میکنیم و هیچ ابائى هم از گفتن این حرف نداریم. این حقیقت و واقعیت است. اما اینکه حالا حاکم جزیره‌ى بحرین بیاید بگوید ایران در قضایاى بحرین دخالت میکند، نه، این حرف درستى نیست؛ حرف خلاف واقعى است. ما اگر در بحرین دخالت میکردیم، اوضاع در بحرین جور دیگرى میشد! .... ۱۳۹۰/۱۱/۱۴خطبه‌های نماز جمعه تهران ................................................. دیروز ازهرچه بودگذشتیم-امروزازهرچه بودیم گذشتیم. آنجاپشت خاکریزبودیم و اینجادرپناه میز. دیروزدنبال گمنامی بودیم و امروزمواظبیم ناممان گم نشود. جبهه بوی ایمان میداد و اینجاایمانمان بومیدهد. آنجا بر درب اتاقمان مینوشتیم یاحسین فرماندهی ازان توست؛ الان مینویسیم بدون هماهنگی واردنشوید. الهی نصیرمان باش تابصیرگردیم، بصیرمان کن تاازمسیربرنگردیم. آزادمان کن تا اسیرنگردیم.

 
تاريخ : Fri 11 May 2012
اگر شریعتی نوشت ...

خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست. فاطمه، فاطمه است...

من هم می گویم ....
         
مادر ، مادر است ...

مادرم ، دست بوستم،  هر آینه که نفس می کشی ..

 



ارسال توسط سید احمد حسینی
این متن را من ننوشتم ... 
یکی لطف کرده و برای بنده ایمل کرده ....
کاش هر روز یکی این متن را برای دل کم طاقت ما می خوند !!!

فرزند عزیزم:
 
آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،
اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است
صبور باش و درکم کن
یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم...
وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن
وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند،فرصت بده و عصبانی نشو
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی....
زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم،عصبانی نشو..روزی خود میفهمی
از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم،خسته و عصبانی نشو
یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم
 
فرزند دلبندم،دوستت دارم



ارسال توسط سید احمد حسینی
 
تاريخ : Fri 4 May 2012
ابا صالح هر کجا رفتی ، هر کجا بودی ، یاد ما هم باش ....
آقا می دونم که یاد ما هستی ، 
می دونم برامون دعا می کنی ، 
می دونم کارناممون خدمتتون عرضه می شه ...
                                              و می دونم که این کارنامه سیاه سیاه !

می دونم جزو شیعه هاتون نیستیم ......

اما شما هم می دونین که جزو محبینتون هستیم ، آقا به حق محبتی که از شما در دل ما هست ..... 

برا هدایتمون دعا کنین ........

یه نظر به این خاک کنید ، محال است کیمیا نشویم ..... 

آقا جمعه های انتظارمان کم ، نه ! نا بود شده !
آقا درمانده نشدیم ، 
نبودنتان ملالی نیست .....

اینها از این نیست که دلمان تنگ شما نیست ! 

از این است که وجود مبارکتان را درک نکردیم ........

آقا فقط یه نیم نگاه ، ما را بس است ......



ارسال توسط سید احمد حسینی
 
تاريخ : Wed 2 May 2012

روز کارگر در وین ...
روزی تعطیل ....

همه جا را گشتم تا هدیه ای ، تقدیری ، یادی ، جشنی ، همایشی ، چیزی ... اما انگار امروز همه بودند اما کارگر نبود ....

امروز همه ذهنها که نه بلکه همه افراد را می توانستی در شهربازی بیابی ،
نمی دانم روز کارگر بود یا روز شهربازی ...

انگار مهمتر از کارگر ، آن هم در این اوضاع آشفته بازار اقتصادی ، شهربازی بود !
تنها امروز بود که بلیطها نیمه بهاء بودند ، شاید تنها امروز بود که همه ، غنی و ضعیف و مخصوصا کارگرها می توانند در شهر بازی کنند ...

جست و جو کردم ، شاید دولت این روز را تعطیل کرده ، بلیط ها را نیمه بها ، تا حالی به کارگرها بدهد ...
اما دیدم نه ، روز افتتاحیه شهربازیست ، در یک روز تعطیل ، آن هم دنبال کاسبی خود است ...

بگذریم ....

مرد گلدانی یا همان متکدی مدرن ....

 

کنسرت زنده سرخ پوستی ...

ورودی شهربازی ...
مردی ...

 

قدیمی ترین و روزگاری بزرگترین و همچنین محبوبترین چرخ و فلک اروپا ...
نمیدانم جیمز باند با فیلمی در کنار این چرخ و فلک معروف شد یا این چرخ در کنار باند !

 



ارسال توسط سید احمد حسینی

هنرمند یا متکدی مدرن ؟؟؟

شاید این اولین موضوع ، موضوع عجیبی به نظر برسه و یا حتی بی ربط ....
که چرا بین این همه موضوع در سلسله موضاعات "آیا آخر عاقبت ما رسیدن به دنیای اروپایی هاست ؟؟؟"  به سراغ این موضوع رفتم ... ؟؟؟
ولی به هر حال باید از یکجا شروع کرد .....

پس بی مقدم ........ه !

بگذارید در ابتدا تصوری و یا تصویری در ذهن شما ایجاد کنم که از کجا و کدام منطقه صحبت می کنم !!!
عکسی که مشاهده می کنید در منطقه ۱ وین گرفته شده است ....


منطقه یک وین ، منطقه ایی برای خرید !
در واقع تمام فروشتگاههای معتبر اتریش و یا آنهای که در اتریش شعبه دارند ، را می توان در اینجا مشاهده کرد این منطقه کلکسونی کامل برای خرید است از شیر شتر تا جون آدمیزاد !

از قدیم الایام همیشه یک سوال در ذهنم بود که حاجی فیروز یک هنر مند خیابانیست ، یا یک فرد متکدی ؟؟
چرا که مانند دیگر متکدیان در خیابانها راه می رفت و بر شیشه این ماشین و آن ماشین می کوبید که بلکه ....

 


آیا ارزش هنر اینقدر پایین آمده و یا متکدیان ما هنرمند شده اند ؟؟
شاید عده ای بگویند این یک هنر خیابانیست ... همانند تئاتر خیابانی و غیره ...
نمی دانم که کدام یک درست است ....

فقط امیدوارم قصه هنر آنقدری که ما در اروپا می بینیم تلخ نشده باشد !!!
یکی دم مترو گیتار میزند ، آن یکی در وسط میدان حرکات شگفت انگیز ، آن دیگری ...

البته ما در ایران رویمان نمی شود که شخص عزیزی همچون حاجی فیروز را با یک متکدی هم تراز قرار دهیم ، اما شاید واقعیت داستان کمی تلختر از آنی باشد که ما فکر می کنیم ...

اگر وقت داشتید توصیه می کنم حتما لینک این فیلم را که توسط بنده گرفته شده است را مشاهده کنید ... به یکبار دیدنش می ارزد ...

آیا واقعا این مرد روی هوا نشسته است ؟؟ در این فیلم خواهید دید که آن مردی که عکسش را در بالا گذاشتم ، چه جوری وسط خیابان روی هوا نشسته ....
                       لینک دانلود یک متکدی مدرن یا یک هنرمند !!!

نمی دانم اسمش را چه بگذارم ، متکدیان هنرمند یا هنرمندان متکدی و یا متکدی مدرن یا حتی هنرمند خیابانی !! هر چه که هست ، اگر چه برای ما جالب است اما شاید داستان تلخی و بغض در گلویی باشد برای هنرمندان !!
البته وقتی دنیا اینقدر پیشرفت کند ، انتظار ما هم از متکدیان بالا خواهد رفت ...



ارسال توسط سید احمد حسینی

پیج رنک

آرایش